یا نمیشه بازم باید رفت سراغ شاملو

تو باعث شدهای که آدمی از آدمی بهراسد.
تراشندهی آن گَندهبُتی تو
که مرا به وهن در برابرش به زانو میافکنند.
تو جانِ مرا از تلخی و درد آکندهای
و من تو را دوست داشتهام
با بازوهایم و در سرودهایم.
تو مهیبترین دشمنی مرا
و تو را من ستودهام،
رنج بردهام ای دریغ
و تو را
ستودهام.
نویسنده : حسین جوانی : ٥:۳٧ ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٦
پيام هاي ديگران ()
لینک دائم
می ارزه
خودمم بهتره ندونی
که شدم مثل یه گونی
شکمم شده یه طاقچه
صورتم شده یه باغچه
از صب تا شب سر کار
این ور اون ور می کشم بار
زندگیم لب مرزه
ولی به سختیش می ارزه
انبان حکمت 7
مردی که عاشق می شود اصلا خیال نمی کند دختره ممکن است از این عشق خبر نداشته باشد.خیالش راحت است که عشق را با لحن صدایش نشان داده.(م.م)
عاشقتم

انبان حکمت 6
حرفهای درست حرف هایی هستند که
از فرط بدیهی بودن مبتذل به نظر می رسید
و از فرط تکراری بودن احمقانه.
